rectifier

تلفظ آنلاین

rectifier noun. ['rɛktɪfʌɪǝ]

یکسو کننده، یکسوساز، راستگر، اصلاح کننده، وسیله اصلاح، اسباب تقطیر، مهندسی: یکسو ساز، کامپیوتر: یکسوکننده، مهندسی: یکسوکننده، معماری: یکسوکننده، شیمی: یکسوساز، علوم هوایی: یکسوکننده
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: یکسوکننده، کامپیوتر: یکسوساز، شیمی: یکسو کننده، یکسو ساز، مهندسی: یکسوکننده، هواپیمایی: راستگر، یکسوکننده، معماری: یکسوکننده، مهندسی: یکسو کننده، یکسوساز، راستگر، اصلاح کننده، وسیله اصلاح، اسباب تقطیریکسوکننده، کامپیوتر: یکسوساز، شیمی: یکسو کننده، یکسو ساز، مهندسی: یکسوکننده، هواپیمایی: راستگر، یکسوکننده، معماری: یکسوکننده، مهندسی: یکسو کننده، یکسوساز، راستگر، اصلاح کننده، وسیله اصلاح، اسباب تقطیرکامپیوتر: یکسو ساز

[TahlilGaran] Persian Dictionary

rectifier noun. ['rɛktɪfʌɪǝ] E17.
[from RECTIFY + -ER1.]
1. A person who or thing which rectifies something. E17.

2. spec.
a. A person who or apparatus which rectifies spirit; a distiller. E18.
b. A device or substance which permits an electric current to flow preferentially in one direction; esp. a device for converting alternating current into direct current. L19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.