remittance

تلفظ آنلاین

remittance /rɪˈmɪtəns/ noun

واگذاری وجه، ارسال وجه، فرستادن پول، پول، پرداخت، تادیه، وجه ارسالی، حقوقی: ایصال، بازرگانی: وجه واگذاری، واریز وجه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: مالی: واریزکردن

[TahlilGaran] Persian Dictionary

remittance
[noun]
Synonyms: payment, allowance, fee

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

remittance /rɪˈmɪtəns/ noun

1. [countable] formal an amount of money that you send to pay for something

2. [uncountable] when you send money
on remittance of something
We will forward the goods on remittance of £10.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.