rushlight

روشنایی کم، چراغ کم نور، روشنایی چراغی که فتیله آن از پیزر باشد
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
rushlight
[noun]
Synonyms: nonentity, cipher, insignificancy, nobody, nothing, nullity, whiffet, whippersnapper, zero, zilch

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

rush·light (rshlīt)
n.
A candle consisting of a rush wick in tallow. Also called rush candle.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.