scaling

scaling noun. ['skeɪlɪŋ]

سنجش، مقیاس سازی، مقیاس گذاری، پیمایش، کامپیوتر: مقیاس گذاری، روانشناسی: مقیاس کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: مقیاس گذاریمهندسی: سنجش، مقیاس، مقیاس گذاری، کامپیوتر: مقیاس سازی، مقیاس کردن، روانشناسی: مقیاس گذاری، پیمایش

[TahlilGaran] Persian Dictionary

scaling noun. ['skeɪlɪŋ] L16.
[from SCALE verb1 + -ING1.]
1. The action of SCALE verb1. L16.
b. The material which scales off; scale, scales. M17.

2. Arrangement of scales. E18.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.