skiver

تلفظ آنلاین

/'skaıvə/

چرم نازک شده پوست گوسفند، تیماج صحافی وغیره، پوست تراش
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
skiver
[verb]
Synonyms: impale, lance, skewer, spear, spike, spit, transfix, transpierce

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

See main entry: skive

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.