somal

somal adjective. ['sǝʊm(ǝ)l]

some :
تعدادی ... (حدود 30-50%)
برخی، بعضی، اندکی، چندتا، قدری، کمی، تعدادی، غالبا، تقریبا، کم وبیش، کسی، شخص یا چیز معینی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
somal adjective. ['sǝʊm(ǝ)l] E20.
[formed as SOMA noun2 + -AL1.]
1. Of or pertaining to the body. E20.

2. Anatomy. Of or pertaining to the soma of a nerve cell. M20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.