
spination
spination noun. [spɪ'neɪʃ(ǝ)n, spʌɪ-]
spin :چرخیدن
فشردن فلز، فشردن سرد، اسپین، چرخش توپ، فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن، مهندسی: تنیدگی، شیمی: اسپین، نجوم: اسپین، ورزش: فرفره خوردن روی یک پا یا دو پا، علوم هوایی: چرخش، نظامی: چرخیدن، ورزش: از کف دادن کنترل و چرخیدن اتومبیل
spination noun.
[spɪ'neɪʃ(ǝ)n, spʌɪ-] M19.[from Latin spina SPINE: see -ATION.]Zoology. The condition of having spines; the manner of formation or arrangement of spines.
[TahlilGaran] English Dictionary ▲