staller

staller noun. ['stɔ:lǝ]
staller noun. ['stɔ:lǝ]

stall :
دکه
غرفه، دکه چوبی کوچک، بساط، صندلی، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سرگرداندن، طفره زدن، در گل فرو رفتن، جای ایستادن اسب در طویله، ورزش: حفظ گوی برای مدت طولانی، وقت کشی با حفظ توپ، حفظ گوی برای مدت طولانی (لاکراس)، علوم هوایی: واماندگی، نظامی: متوقف شدن یا کردن، از کار انداختن یا افتادن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
staller noun1. ['stɔ:lǝ]
[Late Old English stallere, steallere, from steall STALL noun1, after medieval Latin stabularius.]
Hist. In the reign of Edward the Confessor, (the title of) a high-ranking officer in the service of the king; a constable.

[TahlilGaran] English Dictionary

staller noun2. ['stɔ:lǝ] E19.
[from STALL verb2 + -ER1.]
A person who stalls; a prevaricator.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.