stinting

stinting noun. ['stɪntɪŋ]

stint :
محدود کردن، از روی لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
stinting noun. ['stɪntɪŋ] ME.
[from STINT verb + -ING1.]
1. The action of STINT verb. ME.

2. A piece of common land set apart for use by a particular person. ME.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.