streaked

تلفظ آنلاین

streaked adjective. [stri:kt]

streak :
یک دوره پیروزی یا شکست، رگ، ورقه، تمایل، میل، نوار یا رگه نواری، سپیده دم، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن، مهندسی: رگه، ورزش: انجام حرکات عالی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
streaked adjective. [stri:kt] L16.
[from STREAK verb2 + -ED1.]
1. Marked with streaks; striped, striate. L16.
b. Of meat, esp. bacon: streaky. L17.

2. Confused, upset, ashamed, disturbed. US. E19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.