subassembly

تلفظ آنلاین

مونتاژ مقدماتی، یک قطعه جزء، زیرمجمع، بازرگانی: مونتاژ جزئی از یک دستگاه، نظامی: قسمت فرعی دستگاه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: محصولات نیمه نهایی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

sub·as·sem·bly (sbə-sěmblē)
n. pl. sub·as·sem·blies
An assembled unit forming a component to be incorporated into a larger assembly.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.