supercharge

تلفظ آنلاین

supercharge /ˈsuː.pə.tʃɑːdʒ/ $ /-pɚ.tʃɑːrdʒ/

خرج حداکثر، خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با آن به دست می آید، تجاوز کردن، لبریز شدن، نیروی برق بیش از اندازه رساندن به (ماشین وغیره)، دستگاه تشدید، مهندسی: متراکم کردن مقدماتی، نظامی: خرج قوی یا قویترین خرج توپ
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
supercharge verb
  1. supercharge something to supply air or fuel at a pressure that is higher than normal to an engine
  2. supercharge something to make something stronger, more powerful or more effective
    • ● They hope the tax cut will supercharge growth in the economy.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.