swelled

تلفظ آنلاین

swelled ppl adjective. [swɛld]

swell :
بزرگ شدن، تاول، باد کردن، اماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگی، برجسته، شیک، زیبا (د.گ -.انگلیسی آمریکایی). عالی، مهندسی: ورم کردن برجستگی پیدا کردن، نظامی: باد کردن، علوم دریایی: موج مرده
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
swelled ppl adjective. [swɛld] L16.
[from SWELL verb + -ED1. Less common in adjectival use than SWOLLEN adjective.]
That has swelled, swollen.
swelled head colloq. inordinate conceit, excessive pride or vanity; a person affected with this.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.