throughly

تلفظ آنلاین

throughly adverb. ['Ɵru:li] arch.

through :
از میان
از وسط، از توی، به خاطر، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملا، تمام شده، تمام، از طریق، به واسطه، در ظرف، بازرگانی: سراسری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
throughly adverb. ['Ɵru:li] arch. LME.
[from THROUGH adverb or adjective + -LY2.]
1. Fully, completely, perfectly; thoroughly. LME.

2. Through the whole thickness, substance, or extent; throughout, all through. arch. & poet. M16.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.