transitation

transitation noun. [tranzɪ'teɪʃ(ǝ)n, trɑ:nz-, -ns-] rare.

transit :
حمل و نقل
عبوری، ترانزیت، کنترل عبور و مرور کشتی ها، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن، مهندسی: ترانزیت، معماری: گذرا، نجوم: گذر، بازرگانی: ترانزیت، حمل و نقل، نظامی: دستگاه زاویه یاب ترانزیت، علوم دریایی: دستگاه ترانزیت ناوبری، ردیف، ترانزیت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
transitation noun. [tranzɪ'teɪʃ(ǝ)n, trɑ:nz-, -ns-] rare. E17.
[App. from TRANSIT verb + -ATION (orig. a humorous formation).]
The action of passing; passage.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.