twinkly

تلفظ آنلاین

twinkly adjective. ['twɪŋkli]

twinkle :
چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یاتکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلاءلو
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
twinkly adjective. ['twɪŋkli] L19.
[from TWINKLE noun or verb1: see -Y1.]
That twinkles, esp. habitually; given to twinkling.
T. O'Brien A twinkly night sky. fig.:
J. Gash That tickled him into a twinkly humour.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.