vacillant

تلفظ آنلاین

vacillant adjective. ['vasɪl(ǝ)nt]

نوسان کننده، جنبنده، متحرک، اونگی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
vacillant
[adjective]
Synonyms: vacillating, faltering, halting, hesitating, shilly-shallying, vacillatory, wavering, whiffling, wiggle-waggle, wobbly

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

vacillant adjective. ['vasɪl(ǝ)nt] E16.
[Latin vacillant- pres. ppl stem of vacillare: see VACILLATE, -ANT1.]
Uncertain, hesitating, wavering.

vacillancy noun (long rare or obsolete) vacillation M17.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.