vacillatory

نوسانی، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
vacillatory
[adjective]
Synonyms: vacillating, faltering, halting, hesitant, irresolute, shilly-shallying, tentative, uncertain, wiggle-waggle, wobbly
Related Words: alternating, seesawing, varying, indecisive, irresolute, uncertain

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

vac·il·la·to·ry (văsə-lə-tôrē, -tōrē)
adj.
Inclined to waver; irresolute.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.