vector

تلفظ آنلاین

vector /ˈvektə $ -ər/ noun [countable]

برداری، پردار، راه یا مسیر هواپیما، بازگشتن در حال طی کردن بودن، خط پرتاب بمب یا گلوله، ((vectorial) هن). حامل، بردار(bordaar)، مسیر، جهت، خط سیر، شعاع حامل، بوسیله برداررهبری کردن، کامپیوتر: بردار، معماری: حامل، شیمی: بردار، روانشناسی: بردار، زیست شناسی: بردار، بازرگانی: بردار، ورزش: بردار، علوم هوایی: حامل، نظامی: مسیر ناوبری هواپیما، علوم دریایی: بردار
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: بردارمهندسی: بردار، کامپیوتر: بردار، زیست شناسی: بردار، شیمی: بردار، تربیت بدنی: بردار، علوم دریایی: بردار، برداری، حامل، هواپیمایی: بردار، حامل، معماری: پردار، راه یا مسیر هواپیما، بازگشتن در حال طی کردن بودن، خط پرتاب بمب یا گلوله، مسیر ناوبری هواپیما، نظامی: بردار، روانشناسی: بردار، اقتصاد () vectorial (: هن).حامل، بردار) bordaar (، مسیر، جهت، خط سیر، شعاع حامل، بوسیله برداررهبری کردنکامپیوتر: بردار

[TahlilGaran] Persian Dictionary

vector
[noun]
Synonyms: carrier, vehicle

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

vector /ˈvektə $ -ər/ noun [countable] technical
[Date: 1700-1800; Language: Latin; Origin: 'carrier', from vehere; vehicle]

1. a quantity such as force that has a direction as well as size

2. an insect or animal that passes disease from one person to another Synonym : carrier:
Mosquitoes are feared as vectors of malaria.

3. in biology, an animal or human cell that is used to carry DNA from one cell to another to produce a clone

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.