wanter

wanter noun. ['wɒntǝ]

want :
خواستن
خواست، خواسته، لازم داشتن، نیازمند بودن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، نداشتن، عدم، نقصان، نیاز، نداری، روانشناسی: خواست
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
wanter noun. ['wɒntǝ] E17.
[formed as WANTED + -ER1.]
1. A person who is deficient in something. Now rare or obsolete. E17.

2. A person who desires or is in need of something. E18.

3. A person without a husband or wife. Scot. & dial. E18.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.