waxy

تلفظ آنلاین

waxy /ˈwæksi/ adjective

مومی، پراز موم، عصبانی، خشمگین
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
waxy
[adjective]
Synonyms: angry, heated, indignant, irate, ireful, mad, wrathful, wrathy, wroth, wrothful

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

waxy /ˈwæksi/ adjective
like wax, or made of wax:
the waxy blossoms of the water lily
young men with waxy faces

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.