wedged

wedged adjective. [wɛdʒd]

wedge :
کشو، تیغه، آچار سه گوش، شکاف آرایش مثلث، گاوه کولاس، گوه(goveh)، باگوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن، مهندسی: گووه، معماری: گاوه، ورزش: چوب آهنی ویژه ضربه برشی، گوه چوبی بسختی راندن، گوه پیاده ای شطرنج، نظامی: اسکنه کولاس قائم
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
wedged adjective. [wɛdʒd] M16.
[from WEDGE noun, verb1: see -ED2, -ED1.]
Shaped like a wedge.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.