
wedged
wedged adjective. [wɛdʒd]
wedge :کشو، تیغه، آچار سه گوش، شکاف آرایش مثلث، گاوه کولاس، گوه(goveh)، باگوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن، مهندسی: گووه، معماری: گاوه، ورزش: چوب آهنی ویژه ضربه برشی، گوه چوبی بسختی راندن، گوه پیاده ای شطرنج، نظامی: اسکنه کولاس قائم