whey

تلفظ آنلاین

whey /weɪ/ noun [uncountable]

کشک، آب پنیر، پنیر آب، شیر چرخ کرده
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
زیست شناسی: آب پنیر

[TahlilGaran] Persian Dictionary

whey /weɪ/ noun [uncountable]
[Language: Old English; Origin: hwæg]
the watery liquid that is left after the solid part has been removed from sour milk

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.