abounding

تلفظ آنلاین

/ə'baundıŋ/

abound :
فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، محدود کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
abounding
[adjective]
Synonyms: plentiful, abundant, bountiful, copious, full, profuse, prolific, rich
Related Words: full, jammed, packed, stuffed

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.