actuator

دستگاه مسلح کننده، فعال کننده، محرک، به کار اندازنده، کامپیوتر: محرک، علوم هوایی: سیلندر پیستون عمل کننده، نظامی: بازوی عامل مکانیسم عامل
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: سیستم محرک، به کار اندازندهمهندسی: به کار اندازنده، محرک، کامپیوتر: سیلندر پیستون عمل کننده، هواپیمایی: دستگاه مسلح کننده، محرک، بازوی عامل مکانیسم عامل، نظامی: فعال کننده، محرک، به کار اندازندهکامپیوتر: محرک

[TahlilGaran] Persian Dictionary

ac·tu·a·tor (ăkchtər)
n.
One that activates, especially a device responsible for actuating a mechanical device, such as one connected to a computer by a sensor link.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.