affronted

affronted ppl adjective. [ǝ'frʌntɪd]

رو در رو (نقش تزیینی در کنده کاری و برجسته کاری)، معماری: رو در رو
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
affronted ppl adjective. [ǝ'frʌntɪd] L16.
[from AFFRONT verb + -ED1; sense 2 translating French effronté.]
1. Fronted; faced. Also = AFFRONTY. rare. L16.
D. Davie Two birds affronted with a human head Between their beaks.

2. Impudent; full of effrontery. Only in M17.

3. Insulted, offended. E18.

affrontedly adverb with effrontery E17-M18.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.