aftertime

تلفظ آنلاین

روزگار واپسین، آینده، دوران پیری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
aftertime
[noun]
Synonyms: future, afterward, by-and-by, hereafter, offing, to-be

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

af·ter·time (ăftər-tīm)
n.
The time to come; the future.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.