auditorial

auditorial adjective. :dɪ'tɔ:rɪǝl] rare.

auditor :
بازرس دفاتر محاسباتی، حسابرس، مامور رسیدگی، ممیز حسابداری، شنونده، مستمع، حقوقی: حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی، بازرگانی: حسابرس، بازبین
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
auditorial adjective. :dɪ'tɔ:rɪǝl] rare. M19.
[Sense 1 from AUDITORY adjective + -AL1; sense 2 from AUDITOR + -IAL.]
1. = AUDITORY adjective 1. M19.

2. Of or pertaining to auditors or an audit. L19.

auditorially adverb L19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.