autonomic

تلفظ آنلاین

autonomic adjective. :tǝ'nɒmɪk]

خود مختار، مستقل، خودمختار، (زیست شناسی) ارادی، عمدی، (گیاه شناسی). خودبخود، (کالبد شناسی). منسوب به دستگاه عصبی خودکار، روانشناسی: خودکار
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
autonomic adjective. :tǝ'nɒmɪk] M19.
[from AUTONOMY + -IC.]
1. Self-governing, independent. M19.

2. Physiology. Functioning independently of the will; esp. denoting the parts of the nervous system serving organs which control the normally involuntary functions of the body. L19.

autonomical adjective (rare) = AUTONOMIC M17.

autonomically adverb M19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.