baseline

تلفظ آنلاین

baseline /ˈbeɪslaɪn/ noun [countable usually singular]

علوم هوایی: خطی مبناء سنجشها برای خطوط دیگر
خط پایه، ورزش: خط انتهای زمین والیبال
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: خط مبنا
در پروژه نشان دهنده نحوه انجام پروژه طبق برنامه ریزی انجام شده می باشدمهندسی: خط مبنا، کامپیوتر: خط مبنا، نقشه برداری، : معماری: خط مبنا، خط کور، خط توجیه، نظامی: خط پایه [روانشناسی]

[TahlilGaran] Persian Dictionary

baseline /ˈbeɪslaɪn/ noun [countable usually singular]

1. technical a standard measurement or fact against which other measurements or facts are compared, especially in medicine or science:
The company’s waste emissions were 14% lower than in 1998, the baseline year.

2. the line at the back of the court in games such as tennis or volleyball

3. the area that a player must run within, on a baseball field

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.