biller

تلفظ آنلاین

/'bılə/

bill :
صورتحساب
دادخواست، گزارش جریان دعوی، سند مالی، لایحه یا طرح قانونی، بیجک، حواله، اسناد بازرگانی، منقار، نوعی شمشیر پهن، نوک به نوک هم زدن (چون کبوتران)، لایحه، قبض، برات، سند، اسکناس، صورتحساب دادن، حقوقی: اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و آزادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب می شود، بازرگانی: تهیه کردن صورتحساب، اسکناس
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
bill·er (bĭlər)
n.
One that bills, as:
A clerk who prepares bills.
A machine used in preparing bills.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.