brassed

تلفظ آنلاین

brassed adjective. [brɑ:st]

brass :
برنج آلیاژ، برنج (فلز)، پول خرد برنجی، بی شرمی، افسر ارشد، مهندسی: برنج، عمران: برنج، معماری: برنج چند جوش، شیمی: برنج، علوم هوایی: برنج
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
brassed adjective. [brɑ:st] ME.
[from BRASS noun, verb: see -ED2, -ED1.]
1. Made of or overlaid with brass. ME.

2. brassed off, fed up, disgruntled. slang. M20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.