briefs

تلفظ آنلاین

briefs /briːfs/

brief :
کوتاه، خلاصه
خلاصه کردن، کوتاه کردن، آگاهی دادن، حکم، دستور، حقوقی: خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه می شود، یاددآشتی که وکیل از روی آن در محکمه صحبت می کند، نظامی: خلاصه کردن چیزی، توجیه کردن، علوم دریایی: توجیه کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
briefs noun
  1. men’s underpants or women’s knickers
    • ● a pair of briefs
    Topics
    Collocations: Briefs is used after these nouns:
    • bikini

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.