built in

ˌbuilt-ˈin adjective [usually before noun]

جزو ساختمان، غیر قابل انتقال، موجود در داخل چیزی، توکار، نظامی: وسیله ای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
built in
[adjective]
Synonyms: inherent, congenital, constitutional, deep-seated, essential, inborn, inbred, indwelling, ingrained, innate

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

ˌbuilt-ˈin adjective
forming a part of something that cannot be separated from it ⇒ inbuilt:
a built-in microphone

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.