burster

burster noun. ['bǝ:stǝ]

یک وسیله مکانیکی که خروجی کامپیوتری چند صفحه ای را جدا می کند، منفجر کننده، کامپیوتر: فرم پیوسته، نظامی: خرج تلاش
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: یک وسیله مکانیکی که خروجی کامپیوتری چند صفحه ای را جدا می کند، فرم پیوسته، کامپیوتر: منفجر کننده، خرج تلاش [علوم نظامی]کامپیوتر: وسیله ای برای برش زدن کاغذ رولی گذرگاه-مسیر عمومیکامپیوتر: مسیر عمومی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

burster noun. ['bǝ:stǝ] E17.
[from BURST verb + -ER1.]
1. A person who or thing which bursts. E17.
b. spec. A machine for separating continuous stationery into its constituent sheets. M20.

2. = BUSTER 3. Austral. & NZ. M19.

3. Astronomy. A cosmic source of powerful short-lived bursts of X-rays or other radiation. L20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.