
calibrated
calibrated /ˈkæl.ɪ.breɪ.tɪd/ $ /-ţɪd/
calibrate :کالیبره کردن، قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن، تحت قاعده واصول معینی درآوردن، واسنجیدن، مدرج کردن، مهندسی: تنظیم کردن، مهندسی: درجه بندی، معماری: انگ کردن، شیمی: مدرج کردن، نظامی: تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن، تنظیم کردن