capacitance

تلفظ آنلاین

capacitance noun. [kǝ'pasɪt(ǝ)ns]

قدرت جمع آوری، توان، ظرفیت الکتریکی، ظرفیت خازنی، مهندسی: مقاومت کور خازنی، کامپیوتر: ظرفیت، مهندسی: برق پذیری، شیمی: ظرفیت، علوم هوایی: ظرفیت، نظامی: ظرفیت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: ظرفیت، کامپیوتر: ظرفیت، شیمی: ظرفیت، مقاومت کور خازنی، مهندسی: ظرفیت، هواپیمایی: قدرت جمع آوری، ظرفیت، نظامی: برق پذیری، مهندسی: توان، ظرفیت الکتریکی، ظرفیت خازنیظرفیت، کامپیوتر: ظرفیت، شیمی: ظرفیت، مقاومت کور خازنی، مهندسی: ظرفیت، هواپیمایی: قدرت جمع آوری، ظرفیت، نظامی: برق پذیری، مهندسی: توان، ظرفیت الکتریکی، ظرفیت خازنی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

capacitance noun
  1. the ability of a system to store an electrical charge
  2. a comparison between change in electrical charge and change in electrical potential

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.