مهندسی: خازن،
کامپیوتر: خازن،
شیمی: خازن،
مهندسی: خازن،
هواپیمایی: خازن، ظرف،
نظامی: خازن،
مهندسی: باطری، ذخیره کننده برق، خازن، انبارهخازن،
کامپیوتر: خازن،
شیمی: خازن،
مهندسی: خازن،
هواپیمایی: خازن، ظرف،
نظامی: خازن،
مهندسی: باطری، ذخیره کننده برق، خازن، انباره
کامپیوتر: خازن، باطری
زیست شناسی: دستگاه الکترونیکی که بار را ذخیره می کند
[TahlilGaran] Persian Dictionary ▲
ca‧pac‧i‧tor /kəˈpæsətə, kəˈpæsɪtə $ -ər/
noun [countable] a piece of equipment that collects and stores electricity
[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English ▲