choked

تلفظ آنلاین

choked /tʃəʊkt $ tʃoʊkt/ adjective [not before noun]

choke :
ساسات هوا، از کف دادن خونسردی، ساسات خودرو چوک (وسایل الکترونیکی)، خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)، مهندسی: ساسات کاربراتور مسدود کردن، معماری: دریچه سوخت، ورزش: باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه، علوم هوایی: ساسات، نظامی: ساسات خودرو چوک
choke (up) :
ورزش: کوتاه کردن محل نگهداشتن چوب بیس بال
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
choked /tʃəʊkt $ tʃoʊkt/ adjective [not before noun]
British English very upset:
I was really choked when I heard he’d died.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.