circuition

circuition noun. [sǝ:kjʊ'ɪʃ(ǝ)n] arch.

circuit :
مدار
مدار جریان، اتصال الکتریکی، حوزه صلاحیت دادگاه، حوزه قضایی یک قاضی، دوره، گردش، جریان، حوزه، اتحادیه، کنفرانس، دور چیزی گشتن، در مداری سفر کردن، احاطه کردن، مهندسی: مسیر گردش، کامپیوتر: مدار، مهندسی: مدار، عمران: مسیر، حقوقی: حوزه قضائی، روانشناسی: مدار، ورزش: دایره، پیست اسب دوانی، پیست اتومبیلرانی، علوم هوایی: مدار، نظامی: مسیر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
circuition noun. [sǝ:kjʊ'ɪʃ(ǝ)n] arch. M16.
[Latin circuitio(n-), from circuit-: see CIRCUIT, -ION.]
A going round or about; fig. circumlocution.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.