communicable ●○○○○

تلفظ آنلاین

ACADEMICFORMAL

communicable /kəˈmjuːnɪkəbəl/ adjective

ابلاغ کردنی، واگیر (مسری)، قابل ارتباط، مسری، حقوقی: قابل ابلاغ، روانشناسی: واگیر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
communicable
[adjective]
Synonyms: infectious, catching, contagious, communicative, expansive

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

communicable AC /kəˈmjuːnɪkəbəl/ adjective formal

1. a communicable disease can be passed on to other people Synonym : infectious

2. able to be communicated

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.