companioned

companioned adjective. [kǝm'panjǝnd]

companion :
همدم
ندیم، همراه، همنشین، پهلو نشین، معاشرت کردن، همراهی کردن، یار، رفیق، همقطار، شریک، لنگه، همراهی کردن، جور، نجوم: ستاره ندیم
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
companioned adjective. [kǝm'panjǝnd] E19.
[from COMPANION noun1, verb: see -ED2, -ED1.]
Having, or accompanied by, a companion or companions.

Earlier in UNCOMPANIONED (in different sense).

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.