concentrating

تلفظ آنلاین

/'kɔnsənt'reıtıŋ/

concentrate :
تمرکز کردن
متمرکز شدن، اشباع کردن، سیر کردن، متمرکز کردن، تمرکز دادن، غلیظ کردن، تغلیظ، مهندسی: غنی کردن، نظامی: تمرکز آتش، تمرکز قوا
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
concentrating
[adjective]
Synonyms: integrative, centralizing, centripetal, compacting, consolidating, unifying

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.