constrictor

تلفظ آنلاین

constrictor noun & adjective. [kǝn'strɪktǝ]

ماهیچه جمع کننده، انواع مارهای> بوا<، علوم هوایی: گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در آزای هر واحد اختلاف فشاراز خود عبور می دهد
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
constrictor noun & adjective. [kǝn'strɪktǝ] E18.
[mod. Latin, formed as CONSTRICT + -OR.]
A. noun.
1. A snake that kills by compressing, esp. = BOA constrictor. E18.

2. A constrictor muscle. M18.
b. adjective. Anatomy. That draws together or narrows a part. M19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.