cordal

cord :
سیم (برق، تلفن و...)
کابل، ریسمان، طناب نازک، سیم، زه، وتر، مهندسی: قیطان، مهندسی: بند، معماری: وتر، روانشناسی: طناب، نظامی: واکسیل
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
cordal noun.LME-E19.
[Old French corda
i. l
, formed as CORD noun1: see -AL1.]

A cord, esp. of a heraldic robe.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.