cringing

cringe :
خجالت زده شدن، خود را عقب کشیدن، خود را خوار و خفیف کردن، انقباض غیر ارادی ماهیچه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
cringing
[adjective]
Synonyms: fawning, bootlicking, cowering, groveling, kowtowing, parasitic, sycophant, sycophantic, toadying, truckling
Related Idioms: bowing and scraping, eating dirt, eating humble pie, on one's hands and knees
Related Words: obeisant, prostrate

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.