dented

dented adjective. ['dɛntɪd]

dent :
تو رفتگی
فرو رفتگی در اثر ضربه، گودی، جای ضربت، دندانه کردن، دندانی، علوم هوایی: گودی، نظامی: دندانه بریدگی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
dented adjective. ['dɛntɪd] LME.
[from DENT noun1, noun2, verb: see -ED2, -ED1.]
1. Having a dent or dents; bent inward, incurved (now only by a blow etc.). LME.
A. Tyler They had reached his car, a dented gray Chevy.

2. Indented, notched; toothed. LME.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.