discombobulated

discombobulated /ˌdɪskəmˈbɒbjəleɪtəd, ˌdɪskəmˈbɒbjʊleɪtəd $ -ˈbɑːb-/ adjective

discombobulate :
گیج کردن، مغشوش کردن، درهم و برهم کردن، مختل کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
discombobulated /ˌdɪskəmˈbɒbjəleɪtəd, ˌdɪskəmˈbɒbjʊleɪtəd $ -ˈbɑːb-/ adjective
[Date: 1800-1900; Origin: Probably from discompose or discomfit]
completely confused – used humorously

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.