discommons

discommons verb trans. [dɪs'kɒmǝnz] Now Hist.

discommon :
ازدسترس عموم بیرون آوردن، محصورکردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
discommons verb trans. [dɪs'kɒmǝnz] Now Hist. M19.
[from DIS- 2 + COMMONS noun pl.]
1. Deprive (an undergraduate) of commons. M19.

2. = DISCOMMON 2. M19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.