disseminated

تلفظ آنلاین

/dı'semə'neıtəd/

disseminate :
ارسال کردن، توزیع اخبار، تخم کاشتن، منتشرکردن، زیست شناسی: پخش کردن، نظامی: فرستادن پخش کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
dis·sem·i·nat·ed (dĭ-sěmə-nātĭd)
adj.
Spread over a large area of a body, tissue, or organ.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.